تبليغاتX
سيذارتا - يادآوري يك رويا

سيذارتا

امروز خواندن كتابي را با عنوان سپيده­دم، عصر يا شب از ياسمينا رضا به پايان رساندم. نويسنده، نمايش­نامه­نويس و بازيگري كه براي ما ايراني­ها چندان بيگانه نيست. رضا از مادري مجاري و پدري ايراني – روسي در پاريس به دنيا آمده. او البته چه در ايران و چه در جهان، با نمايش­نامه­ي هنر، پرآوازه گشت. نمايش­نامه­اي كه در زماني كوتاه، به سي و دو زبان زنده­ي دنيا و از جمله فارسي، ترجمه شد. ­

سعيد عجم­حسني، مترجم فارسي كتاب سپيده­دم، عصر يا شب، در اشاره­اي كوتاه، آن را داراي طرحي ساده و نه سطحي مي­داند. نيكولا ساركوزي، پاييز 2006 و مبارزات انتخاباتي فرانسه، عناصر اين طرح ساده هستند و البته عجم­حسني بي­درنگ يادآور مي­شود كه اين سادگي طرح را نبايد با سطحي­بودن، يكي دانست.

از شما چه پنهان، اگر اين كتاب را، سعيد عجم­حسني (اميد)، استاد زبان فرانسه­ام به فارسي برنگردانده بود، رغبتي به خواندنش نداشتم. براي من، هيچ­كدام از آن عناصر طرح ساده­ي نويسنده، جذاب نيستند؛ به­ويژه آن كه اين عناصر را بيشتر بايد فرآورده­ي ذهن نويسنده دانست تا واقعيتي كه وجود دارد و ما همه مشتاق به دانستن آن هستيم.

* * *

نمي­دانم چرا ويراستاري از سوي حتا ناشراني چون كاروان، به فراموشي سپرده شده. گويا نشانه­گذاري براي زيبايي­ست و نه چيزي ديگر؛ در حالي كه به اين نشانه­ها نياز داريم تا نه تنها آن را آسان، كه درست بخوانيم. با در نظرگرفتن نثر خاص نويسنده، نشانه­اي كه نبود آن بيش از همه، به چشم مي­خورد، « دو نقطه­ي بياني » براي جداكردن نقل­قول­هاي مستقيمست.

نكته­ي ديگر، پانوشته­هايي­ست كه نمي­دانيم از كيست؟ از خود نويسنده؟ مترجم؟ و يا هر دو؟ هر چند به نظر مي­رسد برخي از آن­ها از مترجم باشد و نه نويسنده. مانند آن­جا كه RG را يكي از واحدهاي پليس ملي فرانسه و CRS را از واحدهاي امنيتي مي­داند و البته نمي­دانم چرا برخي مترجمان، مانند مترجم همين كتاب، اصرار دارند كه علايم اختصاري را كه بيشتر به عنوان نشانه به كار مي­روند، به زبان فارسي بياورند. درست مثل همين دو مورد بالا. به جاي آوردن RG، نوشته شده: « ار. ژ » و يا به جاي نوشتن خود CRS، نوشته شده: « س. ار. اس » (صفحه­ي 58)

* * *

نيكولا ساركوزي در جايي از كتاب سپيده­دم، عصر يا شب مي­گويد: « خيلي دوست داشتم توي الجزاير به دنيا مي­اومدم. وقتي توي افريقاي شمالي به دنيا مي­آيي، روياي فرانسه را توي سرت مي­پروراني، وقتي توي فرانسه به دنيا مي­آيي، روياي هيچ چيز را نداري! »

اين سخنان ساركوزي، براي من هم يادآور يك رويا بود؛ روياي ايران.

- گفت­وگوي دويچه­وله با سعيد عجم­حسني، مترجم كتاب

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 10:39 بعد از ظهر  توسط سیذارتا  |