كسي به فكر گلها نيست
كسي به فكر ماهيها نيست
كسي نميخواهد
باور كند كه باغچه دارد ميميرد
كه قلب باغچه در زير آفتاب، ورم كرده است
كه ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهي ميشود
فروغ فرخزاد
كسي به فكر گلها نيست
كسي به فكر ماهيها نيست
كسي نميخواهد
باور كند كه باغچه دارد ميميرد
كه قلب باغچه در زير آفتاب، ورم كرده است
كه ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهي ميشود
فروغ فرخزاد
ايران و آمريكا بايد با هم گفتوگو كنند. ... اوباما گزينهي نظامي را نبايد كنار بگذارد. ... عراق بايد زمينهي همكاري آنها را در منطقهي خاورميانه فراهم كند. ايران، آمريكا ... ايران، آمريكا ... و باز هم ايران و آمريكا ... خسته شدم آن قدر اين روزها در هر تارنما و شبكهاي در اين باره خواندم و شنيدم. حالم به هم ميخورد. اين بار ديگر نگذاشتم گوينده سخنانش را به پايان برساند و تلويزيون را خاموش كردم.
براي آنها كه مثل من، در ميان قالبهاي نوشتاري روزنامه، به گزارش علاقهمندند، دو كتاب خيلي خوب به بازار آمده؛ يكي، تجربههاي ماندگار در گزارشنويسي و ديگري گزارشنگاري. علياكبر قاضيزاده، كتاب اول را ترجمه كرده و نگارش كتاب دوم را هم خودش انجام داده است. كتاب دوم، در واقع تكميل همان درسهايي است كه از سوي قاضيزاده در مركز مطالعات و توسعهي رسانهها تدريس ميشد.
***
اگر چه هر دوي اين كتابها را، خيلي مفيد ميدانم؛ اما خيلي بعيدست كه روند رو به احتضار گزارشنويسي در مطبوعات را تغيير دهد. ناديدهگرفتن گزارش در مطبوعات – برخلاف مطبوعات غربي كه گزارش در آن حرف اول را ميزند و حتا خبرها هم در قالب گزارش ارايه ميشود – ريشه در جاي ديگري دارد. همهي آن عواملي كه باعث شد در مطبوعات غربي، گزارش پا بگيرد و جا باز كند، در جامعهي امروز ما مفقود است. به گفتهي علما، موانع موجود و مقتضي مفقودست؛ پس آن چه اتفاق نميافتد، گزارش و گزارشنويسي است.