
يكي از هواداران محمود احمدينژاد، در وبلاگش، عكسي آورده از او، در حال خوردن صبحانه. از همان عكسها كه در دوران رقابتهاي انتخاباتي بسيار ديديم. همان عكسهايي كه ميخواست به عالم و آدم ثابت كند كه اين نامزد انتخاباتي با همه فرق دارد. اگر ديگران اهل ريخت و پاش هستند، اين يكي حتا در خوردن غذا هم سادهزيستي پيشه كرده، چه رسد به خانه و ديگر جنبههاي زندگي. چهرهي رقيب احمدينژاد در دور دوم انتخابات هم چنان سياه و آلوده بود كه بسياري اين تبليغات باورشان شد. آن هنگام، گمان من اين بود كه كاربرد اين گونه عكسها، در دوران انتخابات است و بس؛ اما گويا اين قصه سر دراز دارد. تو گويي كه دستشان براي مردم رو نشده است.
آشنايي هر چند كم من با تاريخ، نگذاشت كه در بحبوحهي همان دوران انتخابات، فريب اين دغلكاريها را بخورم. ميدانستم عدالت، سادهزيستي و شعارهايي از اين دست، بهترين دستآويز براي رسيدن به قدرت و در پيش گرفتن سياستهاييست كه همان اندك رفاه، توسعه و آزادي را به مسلخ ميكشاند.

همين عكس بهترين مثالست. اگر خوب دقت كنيد؛ ميبينيد كه در مقابل احمدينژاد، چهار ظرف غذا گذاشته شده و البته از عكس هم ميتوان تا اندازهاي، نوع غذاها را تشخيص داد. من خودم ماست و پنير را تشخيص دادم و حدس ميزنم كه آن دو تاي ديگر هم دوشاب (شيره) و كره باشد. هر كسي هم ميداند كه ما ايرانيها اين گونه غذاها را در صبح و يا عصر ميخوريم.
و حالا از رييسجمهور مردمي و سادهزيست و هوادارانش ميپرسم كه كدام آدم سادهزيستي را سراغ داريد كه در يك وعدهي صبحانه و يا عصرانه، چهار نوع غذا بخورد؟
***
بد نيست به اين نكته هم اشاره كنم كه سادهزيستي كارگزاران حتا اگر واقعي هم باشد؛ هيچ ارزشي ندارد، مادامي كه به خاطر سياستهاي غلط آنها، روز به روز زندگي بر مردم سختتر و سختتر شود. واقعاً مهم نيست كه كارگزاران در كاخ زندگي ميكنند يا كوخ. مهم اينست كه با سرمايهي مردم، كاخنشين نشوند و يا براي خودنمايي و فريب، كوخنشيني پيشه نكنند.




